پنجشنبه نوزدهم دی 1387
سلام
بازم با یه ترانه امدم.....
چقد دلگیره دلگیرم
چقد دلگیره دلگیرم
از این دنیای بی منطق
از این روزای تکراری
از این چشما که کردن دق
چقد دلگیرم از بودن
تو این شبهای تنهایی
از این ماتم که بعد از تو
شده ناقوس رسوایی
نه امیدی نه فردایی چقد از عشق بیزارم
چه تقدیر عجیبیه هنوزم دوست دارم
نه می تونم نه می دونم چطور از اسم تو رد شم
جلو سیل وجود تو چطور محکم تر از سد شم
چقد هر روز تو فکرم
کجا رواشتباه کردم
که امروز آخر راهو
نمیشه بی تو برگردم
چقد هر روز دنبال
یه راهی بودم وهستم
که آرامش بده یک عمر
نگاهت به دل خستم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:40 توسط : مصطفی خندان

